تبلیغات
مسافر آسمان - قدر و تقدیر (بخش دوم)
 
 


<-BlogDescription->

قدر و تقدیر (بخش دوم)

در شب قدر، باید انسان در خود توسعه‏اى به وجود آورد و محدود فكر نكند كه نان و آب و ... نداریم. باید به نیروهاى باطنى خود فكر كند. آنها را بررسى كند و ببیند كه با آنها چه كرده؟ با ذهنى كه خدا به او داده، با قلبى كه داده، چه كرده؟ با تخیّل و توهّم و تفكّر و تعقّل خود، چه كرده؟ با اینها چگونه برخورد كرده است؟

همه مراتب شهودى و اشراقى كسانى كه كار كرده‏اند و به شهودى رسیده‏اند، از همین عنصر تخیّلشان بوده است. با این نیرو و دریچه‏اى كه ما را به وحىِ آسمان‏ها و به شهود این طرف و آن طرف دنیا نائل مى‏كند، چه كرده‏ایم؟

 توّهم، اساس فراست‏هاست: “اِتَّقُوا فِراسَةَ الْمُؤْمِن”{ كافى، ج ۱، ص ۲۱۸}. وقتى توّهم تربیت شود، به فراست تبدیل مى‏شود. با آن چه كرده‏ایم؟

 با تعقّل خود، كه ترازو و مكیال است، چیزهایى را كه هیچ ارزشى نداشته‏اند، وزن كرده‏ایم. مى‏گویم پول من كه چند روزى پیش تو بوده، باید فلان مقدار هم كه سود آن است، روى آن بگذارى و به من تحویل دهى یا آن روز كه خانه ما مهمان بودى، من سر سفره سبزى گذاشتم و تو نگذاشتى! این قدر مقایسه كرده‏ایم! یعنى عقل ما در این عالم باید همین‏ها را بكشد و وزن كند؟! آیا میزانى كه به ما عنایت كرده‏اند، براى همین مقدار و همین چیزهاست؟! خیلى عجیب است! اگر این چنین بود، كه نیازى به میزان نبود!

 باید در این وجود تأملى شود، كه چگونه سازمان یابد؟ اعضاء و جوارح آن چگونه باشد؟ چشم و دست و زبان و ... چگونه باشند؟

 تمام كارهاى ما از روى عادت است. غذا خوردنمان، خوابیدنمان و ... به صورت یك عادت در آمده و بدون تقدیر است!

جامعه امروز را نگاه كنید! نیروهاى جوان را ببینید! به مدارس دقت كنید! این نیروهایى كه تا این حد رشد كرده‏اند، چرا ایستاده‏اند؟ چرا عقب‏گرد كرده‏اند؟ چه سستى‏هایى صورت گرفته است؟ پوشش‏ها و حالت‏ها، علامت از زمینه‏ها و ریشه‏هاى دیگرى دارد.

 شما در گذشته در سرزمینى شروع كردید و از شكم مُرده‏ها، بچّه‏هاى زنده را بیرون كشیدید، اما امروز چه شده كه بچه‏هاى زنده شماهم، مرده مى‏زایند و یا سر زا مى‏روند؟!

 تقدیرِ شبِ قدر، فكر كردن در همین نكته‏هاى مهم است، ولى اگر همّ و غمّ من این باشد، كه خدا خانه و زندگى و كفش و كلاهى به من بدهد و پدر و مادرم را بیامرزد، این زندگى صالحِ مصلح نیست.

 ما با نیروهاى خود و مملكت وجودىِ خود چه كرده‏ایم؟ به مدارس شهرخود، به دبیرستان‏ها، به دانشگاه‏ها نگاه كنیم! چه كسى باید براى اصلاح آنان قدم بردارد؟ چقدر تساهل و سستى به خرج داده‏ایم و بهانه آورده‏ایم كه فلانى باید این كار را مى‏كرد و یا به ما ربطى ندارد! این حرف‏ها نیست! جامعه‏اى كه در آن، هر كس باید شب قدر و برنامه‏ریزى داشته باشد، تا “سَلامٌ هِىَ حَتّى مَطْلَع الْفَجْرِ” را داشته باشد، در این جامعه، دیگر نمى‏توان نشست و دست روى دست گذاشت. این تقدیر را از تك تك من و شما خواسته‏اند.

 در مملكتى كه همه به آن چشم دوخته‏اند تا ذلیلش كنند و تو اوضاع منطقه را مى‏بینى كه چطور حساب شده پیش مى‏روند، چطور شكست مى‏دهند، چگونه نیروهایى را كه مى‏خواهند فردا مزاحم نباشد، از بین مى‏برند و وحدت‏هاى دیگرى به وجود مى‏آورند، قراردادهایى را مى‏بندند تا تو را محصور كنند، تا منابع تو را محصور كنند، چه كسى باید شروع كند؟ مگر تو در این عالم، آدم نیستى؟! چرا باید این قدر ذلیل بنشینى؟!

 باید در شب، طرحى بریزى تا در طلوع فجر قدم بردارى! به خاطر همین است كه “لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر” مى‏شود. به خاطر همین است كه شب قدر از هشتاد و سه سال بهتر است.

درك شب قدر، در حدى كه ما مى‏فهمیم، این است كه بنشینیم و مسائل را جمع بندى كنیم. از پدر، مادر، از انبیاء و اولیاء خدا و از آنهایى كه این آب و این دین خدا را با هزار سختى به ما رساندند، یاد كنیم كه: “شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الّدینِ ما وَصّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذى أَوْحَیْنا اِلَیْكَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ اِبْراهِیمَ و مُوسى وَ عیسى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِینَ ما تَدْعُوهُمْ اِلَیْهِ اللَّهَُ یَجْتَبى اِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِى اِلَیْهِ مَنْ یُنیبُ”{ شورى، ۱۳}؛ انبیاء براى شما این شریعت را آوردند و این آب را از آنجا تا به اینجا كشیدند؛ از نوح(ع) و ابراهیم(ع) گرفته تا موسى(ع) و عیسى(ع)، همه بار برداشتند تا من روشن شوم تا من از آتشگاه‏هاى خود بیرون بیایم و از آتش‏هاى خود جدا شوم.

 ما باید به همه انبیاء، به همه اولیاء، به همه آنهایى كه شبى را، روزى را، رنجى را، تازیانه‏اى را، مرارتى را، گرفتارى‏ها و شرورى را بر خودشان سبك كردند تا این شرع و این شریعه را به اینجا رسانده‏اند، به همه آنها توجّه كنیم، فكر كنیم.

گزیده‌ای از مجموعه‌ی اخبات

اثر استاد صفائی حائری (عین.صاد)




:: مرتبط با: مذهب , حرف حساب , استاد صفایی ,
:: برچسب‌ها: استاد صفایی , قدر ,
نویسنده : مسافر آسمان
تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1391
 
 
 
 
   
http://google.com/search