تبلیغات
مسافر آسمان - سوره‌ی قدر - بخش دوم
 
 


<-BlogDescription->

سوره‌ی قدر - بخش دوم

 مسأله همین است كه تو باید در شب تاریك خفقان و فشار، طرح و نقشه‏ات را بریزى، كه در این موقعیت، فرصت طرح‌ریزى هست و آنگاه كه مهره‏هایت را تهیّه كردى و آنها را در كادر دشمن جاى دادى مى‏توانى حركتت را شروع كنى و دشمن را از درون پوك كنى و جایش را بگیرى و مسلط شوى، در حالى كه براى هر چاله‏اى از پیش منارش را تهیه كرده‏اى و براى پُست‏ها، آدم‏ها را در دست دارى.

 آخر مهم این نیست كه یك ملت را در دشت ولو كنى؛ چون كسى كه پست‏ها و موضع‏ها را در دست دارد، این ملت را مى‏رماند و یا اسیر مى‏كند. حزب بعثِ عراق را ببین. حكومت سابق شاه را در نظر بگیر. تسلط صهیونیست‏ها را بررسى كن، مى‏بینى در تمامى اینها، پست‏ها را و موضع‏ها را با طرحى كلى تصاحب كرده‏اند و دشمن را از درون شكست داده‏اند. قلعه‏هاى بلند را سرداران فاتح از درون فتح كرده‏اند.

 

كنترل حكومت‏ها از دو راه امكان دارد؛ از داخل حكومت و با عصمت رهبر و از خارج و نظارت توده.

 و نظارت توده یا به وسیله‏ى قانون اساسى و یا شوراها و یا مجلس‏هاست و یا گذشته از اینها از طریق مهره‏هایى است كه در تمام كادرها وارد كرده‏اند و از طریق نظارتى است كه بر پست‏ها داشته‏اند. مادام كه این پست‏ها در دست نیاید، بر فرض تمامى سطح را هم تور بگیرى، تو محكوم كسانى هستى كه از قله‏هاى مسلط مى‏توانند تو را زیر رگبار بگیرند و مى‏توانند تو را همچون كشتزارى با داس درو كنند.

 مى‏بینى كه چند نفر یهودى هنگامى كه پست‏ها را در نظر گرفتند، توانستند حتى قدرت آمریكا را به دنبال خود بكشند. و شاید این برداشت هدیه‏ى بزرگ اقلیّت بودن و در تنگنا افتادن باشد؛ چون در تنگنا و تاریكى است كه طرح‏ها ریخته مى‏شوند و نقشه‏ها شكل مى‏گیرند. و این است كه این طرحِ یك شبه بر حركتِ هزار ماهه ترجیح دارد، كه این حركت بدون این طرح جز خرابكارى و كندكارى و دوباره كارى، نتیجه‏اى نخواهد داشت.

 یك شب تقدیر از هزار ماه بى‏تقدیر بهتر است، چرا؟ چون آنها كه طرح ندارند و نقشه ندارند، مهره‏ى نقشه دارها هستند؛چون ساختمانى كه نقشه ندارد و عمله‏هایش از صبح تا شب كار مى‏كنند و بى‏حساب خراب مى‏كنند و بى‏حساب مى‏سازند، عاقبت توالتش در میان آشپزخانه سبز مى‏شود و درِ حیاطش در وسط سقفش مى‏نشیند و دوباره كارى و خراب كارى خواهد داشت و اگر این هر دو را نداشته باشد كند كارى خواهد داشت؛ چون حیرت در عمل مانع حركت سریع تو است. تو نمى‏دانى باید كجا را بسازى و كجا را خراب كنى. و همین حیرت اگر كارت را خراب نكند، كُند و آرام مى‏كند.

 

این است كه عمل طرح مى‏خواهد. در طرح است كه عمل ارزش مى‏یابد؛ چون ارزش عمل وابسته به خود عمل نیست، وابسته به محرك و به هدف و به بینشى است كه از رابطه‏هاى یك عمل دارى.

 این است كه یك عمل از چند نفر، ارزش برابر ندارد و در یك سطح نیست؛ چون محرك‏هاشان فرق دارد. یكى یك تومان مى‏دهد به خاطر این كه ده تومان بگیرد. و یكى یك تومان مى‏دهد تا آرامش وجدان بیابد و یكى یك تومان مى‏دهد تا درس انفاق بدهد و آدم بسازد. و یكى با یك تومانش یار تربیت مى‏كند و همراه مى‏سازد. آیا اینها برابر هستند؟

 

 كسانى كه با عواطف، با هوس‏ها، با دهان مردم، با شیطنت و سیاست انفاق مى‏كنند، با كسانى كه محركشان تكلیف‏شان است، در یك عمل برابر نیستند.

این پیداست كه یك عمل بى‏نهایت رابطه دارد، در نتیجه كسى كه تمام این آثار را در نظر دارد با كسى كه بعضى از آن را مى‏شناسد بهره‏اش و طرز عملش برابر نیست. اگر مى‏شنوى كه ضربة على یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلین{ اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ج 2، ص 245}؛ یك حركت على از تمامى عبادات جن و انس بهتر است، به همین خاطر است كه على در یك ضربه‏اش تمامى این رابطه‏هاى نامحدود را در نظر دارد و در یك حركتش عبادت جن و انس را مى‏خواهد و این است كه این ضربه، ارزش و فضیلتش به این حد مى‏رسد كه محرّك و غایت و بینش به رابطه‏ها، در ارزش عمل نقش دارند و به آن ضریب مى‏دهند. همانطور كه این سه عامل در شكل عمل و كیفیت عمل هم اثر مى‏گذارد.

 سُفره‏اى كه به خاطر بازى‏ها و هوس‏ها و تظاهرها پهن مى‏شود، در شكل و كیفیت با سُفره‏اى كه به خاطر تكلیف و تربیت و درس پهن مى‏شود، یكسان نیست .

این چهار عامل:

 ۱. محرك

۲. غایت

۳. بینش به رابطه‏هاى عمل

 ۴. شكل عمل 

در ارزش و قدر عمل مؤثر هستند و این عوامل در طرح منظور مى‏شوند؛ این است كه عمل طرح مى‏خواهد و نقشه مى‏خواهد، قدر و اندازه گیرى مى‏خواهد. و این طرح و نقشه را چگونه باید بدست آورد؟

 تو كه یك قطعه زمین، دو كیلو گوشت، یك مقدار پارچه دارى، بدون طرح و نقشه دست به كار نمى‏شوى، پس چه شده كه در سرزمین عمرت بدون تقدیر، دست به كار شده‏اى و در هر رشته و شغلى خودت را گرو گذاشته‏اى.

 آنها كه مى‏خواهند در سرزمین عمر خویش بنایى را بالا ببرند و چیزى بسازند و كارى بكنند و ارزش بیافرینند، ناچارند كه طرحى بریزند و براى این طرح ریزى چه باید بكنند؟ و از كجا باید شروع كنند؟

 دوستى مى‏گفت من در دفتر ساختمانى در محل كارم نشسته بودم. پس از مدت‏ها كسادى، یك مشترى از راه رسید، خیلى ناشى و ولو. ننشسته، پولش را درآورد و گفت من یك نقشه مى‏خواهم...

 خوشحال شدم و ژست گرفتم و پشت میز جابجا شدم، گفتم خوب. و قلم را برداشتم كه چه نقشه‏اى...

 گفت: آقا نقشه، نقشه.

 گفتم مى‏دانم، ولى نقشه براى چه؟

 مرد بلند شد و نزدیك آمد و دستش را تو صورتم آورد كه آقا نقشه، نقشه مى‏خواهم، نقشه.

 مسأله همین است كه نقشه‏ى كلى وجود ندارد. نقشه با هدف شروع مى‏شود و با هدف شكل مى‏گیرد. بر اساس هدف، راه‏ها و نیازها و مرحله‏ها و مسائل هر مرحله را در نظر مى‏گیرند و طرح مى‏ریزند.

 كسى كه مى‏خواهد آپارتمان بسازد با كسى كه مى‏خواهد مرغدارى درست كند، از همین جا جدا مى‏شوند. با هدف، طرح شكل مى‏گیرد و در طرح، عمل معنا مى‏دهد و ارزش پیدا مى‏كند. و در طرح و با طرح مى‏توان از هیچ بهره گرفت و از كم، زیاد برداشت كرد و به كوثر رسید، كه كوثر كثیر الخیر است، نه كثیر النعمة.

ادامه دارد ...




:: مرتبط با: مذهب , حرف حساب , استاد صفایی ,
:: برچسب‌ها: استاد صفایی , سوره ی قدر ,
نویسنده : مسافر آسمان
تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1391
 
 
 
 
   
http://google.com/search