تبلیغات
مسافر آسمان - سوره‌ی قدر - بخش سوم(پایانی)
 
 


<-BlogDescription->

سوره‌ی قدر - بخش سوم(پایانی)

 با قدر است كه به خیر مى‏رسى، بهتر بودن این شب از اینجا مایه مى‏گیرد كه با قدر خراب كارى نیست و كند كارى نیست و باز از اینجا مایه مى‏گیرد كه در این شب، كتاب، نیروهاى نازل و ولایت، همراه قدر تو و طرح تو هستند، در نتیجه كارى كه در شب قدر و اندازه گیرى تو شروع مى‏شود، به سلام مى‏رسد، كه سلام جدایى از هر عیب و آفت است، كه سلام رحمت و درود و بركت است.

 در این شب كه تا قیامت ادامه دارد، ملائكه و روح به تدریج بر ولى امر، هر امرى را نازل مى‏كنند. اولى الامر، صاحبان كارها و دستورها و شؤوناتى هستند كه در شب قدر به آنها مى‏رسد و طرح سال آنها را مى‏ریزد. و این است كه هر كارى بدون ولایت و سرپرستى آنها، كارى معلّق و در هوا و بدون طرح است. با این امر و با این قدر و اندازه‏ها هماهنگ نیست. و همین است كه در روایات آمده، هر كارى بدون ولایت، بى‏بهره است. اگر كسى تمام شبش ایستاده باشد و تمام روزش روزه باشد و تمام سالش در حج باشد و تمام مالش در راه و این كارها با امر ولى و با طرح او همراه نشود و با ولایت و سرپرستى او انجام نگیرد، نتیجه ندارد و حتى خطرناك است، كه كارهاى توان‏كش عمله‏ها مادام كه در نقشه و طرح انجام نگیرد، جز خرابكارى نیست.

این قدر و اندازه‏ى خدا و این قدر و تقدیر تو و این امر و برنامه‏ى ولى و این كتاب و طرح و تقدیر، هنگامى كه با هم هماهنگ شوند، به چه مى‏انجامند، جز سلام ... و این است كه شب تقدیرهاى خداى و تو و ولایت، شب سلام و امن است، شب پاكسازى از هر عیب و آفت است. اگر تو نعمت‏هاى خدا را با طرح ولایت و كتاب خدا هماهنگ كنى و با موضوعات جارى و گرفتارى‏ها و نیازهاى موجود تطبیق بدهى، توانسته‏اى در این شب قدر به سلام برسى و از خرابكارى و دوباره كارى و كندكارى نجات یابى.

 عظمت شب قدر به همین خاطر است كه تمامى اینها با هم جمع شده‏اند و فقط انتظار تقدیر و تدبیر تو را دارند كه با قدر نعمت و با قدر ولایت كه متمم نعمت‏هاست و با قدر كتاب كه در این شب جمع‏اند، تنها مى‏ماند قدر تو و بیدار باش تو و طرح ریزى تو كه باید با توجه به نیازها و كمبودها و ضرورت‏هاى جارى و آن قدرها هماهنگ باشد؛ چون همان طور كه گذشت طرح بر اساس هدف است و هدف تو بر اساس هوس نمى‏ماند كه باید با توجه به دو اصل:

 1 - قدر و امكانات تو،

 2 - نیازها و ضرورت‏ها و شرایط جامعه‏ى تو، شكل بگیرد.

 وقتى مى‏خواهى براى زمینت نقشه بریزى باید هدف را در نظر بگیرى و این هدف هوس نیست، كه من دلم مى‏خواهد اینجا منار بسازم. باید هدف تو با امكانات زمین و شرایط آن و با نیازها و ضرورت‏هاى موجود در جامعه‏ى تو هماهنگ باشد.

 در زمین سست و در جامعه‏ى گرسنه آپارتمان نمى‏سازند، كه مرغدارى مناسب‏تر است؛ چون با سستى زمین و نیاز جامعه، با قدر و اندازه‏ى زمین و ضرورت‏هاى جارى هماهنگ است... پس در نظر گرفتن این قدر و امكان و ایجاد آن طرح و تقدیر و هماهنگ شدن با ولایتِ معمار و دستور او، به عهده‏ى توست و این قدر توست كه میان قدر خدا، نعمت‏ها و سرمایه‏ها و قدر ولایت كه ملائكه و روح مى‏آورند، با توجه به كتاب نازل، رابطه برقرار مى‏كند و نیازهاى جارى را تأمین مى‏سازد.

 

 هِىَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْر

 نكته همین است كه در شب طرح مى‏ریزند تا در طلوع فجر، همراه فرشته‏هاى نازل شب، دست به كار شوند. لیلة القدر تا طلوع فجر است، نه تا یك عمر. شب طرح و تقدیر هزار ماه نیست، برابر با هزار ماه است. تو نمى‏توانى یك عمر نقشه بكشى كه فرزندانت آن را پیاده كنند. تو باید در سخت‏ترین شرایط، در شكم حادثه‏ها و در شب تاریك، قدر و طرحت را بریزى تا در طلوع فجر كار كنى و برنامه‏ها را پیاده كنى، وگرنه كسى كه مى‏خواهد تازه پس از فجر كارى را شروع كند و طرحى را بریزد، دیگر به كارش نمى‏رسد، كه غروب از راه مى‏رسد و زمستان بر سر تو مى‏افتد، در حالى كه در بهار و در روز، كارى نكرده‏اى و توشه‏اى برنداشته‏اى.

  ما در شرایط خاص خودمان شاهد این نكته هستیم. آنها كه در بیست و پنج سال خفقان و یا در پنجاه سال حكومت دشمن، طرحى نریختند و نقشه‏اى نداشتند و فقط كار مى‏كردند، بهره‏ى كارشان نصیب بیگانه شد. و آنها كه مهره‏ها را نساختند و فقط پس از پیروزى به این فكر افتادند، گرفتار رنج‏ها و خرابكارى‏ها شدند. اینها تازه ساختمان را خراب كرده‏اند و مى‏خواهند دنبال بنّا و مدیر و عمله و كارگر بروند و دنبال طراح و برنامه‏ریز بروند و این پیداست كه دیگران هم بى‏كار نیستند و سهم انقلابى مى‏خواهند و تا تو بخواهى دست به كار شوى آنها مهره‏هایشان را در تمام كادر تو داخل كرده‏اند و حتى تو مجبورى كه خودت آنها را داخل كنى و مونتاژ آنها را به كار بیندازى و این آنها هستند كه مى‏توانند تصمیم بگیرند كه هم فارغند و هم بر سر پست. آنها مى‏توانند دست به كار شوند و تو نمى‏توانى جز در بدرى و دوندگى و رفو كارى، به برنامه‏اى برسى... و فاجعه این است كه مدیرها عمله مى‏شوند و عمله‏ها پست‏ها را به دست مى‏گیرند و زیر پایت را مى‏روبند. و چه مى‏توانى كرد جز سازش. و چه خواهى داشت جز رفوكارى و درگیرى‏ها را زیر سبیل گذاشتن. سلامى نیست، كه طرحى نبوده و در شب كارى انجام نشده، فقط در شب مرثیه خوان ظلمت بوده‏اى و مدیحه‌سراى نور، نه دست به كار نقشه‏ها و طرح‏ها و نه در صدد ساختن مهره‏ها.


اثر ماندگار استاد علی صفائی حائری(عین.صاد)

تفسیر سوره‌ی قدر

با اندکی تلخیص 




:: مرتبط با: مذهب , حرف حساب , استاد صفایی ,
:: برچسب‌ها: استاد صفایی , سوره ی قدر ,
نویسنده : مسافر آسمان
تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1391
 
 
 
 
   
http://google.com/search